زیرساخت پایدار برگزاری آزمون آنلاین
www.digiform.ir

آزمون نگارش 1 به صورت دیجی فرم

به نام خدا سلام.دانش آموزان عزیز شما به این نکات توجه کنید:با سیستمتان فقط یکبار میتوانید وارد امتحان شوید. سؤالات شما مشابه هم برایتان ارائه نمی گردد.زمان امتحان محدود است پس فقط به فکر پاسخگویی باشید.

digiform

استفاده از اپلیکیشن ها و پیامرسان ها، پاسخ به تماس ها و استفاده از کلید های پایین موبایل مجاز نیست

زمان تکمیل این آزمون 90 دقیقه میباشد



تایید و ادامه
نام و نام خانوادگی خود را وارد نمایید *



تایید

نام مدرسه خود را وارد نمایید *



تایید

رشته تحصیلی خود را وارد نمایید *



تایید

کد ملی خود را وارد نمایید *



تایید

شعبه کلاس خود را وارد نمایید *



تایید

شماره موبایل خود را وارد نمایید *



تایید

نام معلم خود را وارد نمایید *



تایید

در متن زیر چه چیزهایی با هم مقایسه شده است؟2نمره مرگ همانند خواب است و زندگی همانند بیدار شدن از آن. مرگ بی هنگام درمی‌زند که:«هان! آمدم تا یکی از شما را ببرم و غمگینتان سازم!»؛ اما زندگی هر روز به ما لبخند می‌زند که:«های! بیایید با هم باشید و شادی کنید». مرگ مثل یک راز است. رازی که چگونگی آن را نمی‌دانیم و هرگز، یا حداقل تا زمانی که در این دنیا هستیم، نخواهیم دانست که چیست. زندگی هم یک راز است اما رازی که می‌توانیم به آن پی ببریم و همیشه دانشمندان و عالمان کوشیده‌اند رازهای زندگی را کشف کنند.



تایید

با استفاده از روش جانشینی ، فقط «یکی» از موضوعات زیر را پردازش کنید .حداقل در 4خط. «4نمره» 1_توپ فوتبال 2_تخته کلاس 3_آدم برفی 4_قطره اشک



تایید

درمورد یکی از موضوعات زیر یک متن حداقل در پنج خط بنویسید. 5نمره 1_بزرگترین ترس شما در زندگی چیست؟ 2_زیبایی را درچه می بینید؟ 3_دوست داری دنیا چگونه باشد؟



تایید

از دو سوال زیر فقط و فقط یکی را، به شکل اختیاری انتخاب کنید و پاسخ دهید. ( فقط نمره یکی از پاسخها به شما داده میشود) 1.شخصیت ها و زاویه دید را در داستان زیر مشخص کنید 3نمره پسر کوچکی به نام بابک در مزرعه ای دور دست زندگی می کرد هر روز صبح قبل از طلوع خورشید از خواب بر می خاست و تا شب به کارهای سخت روزانه مشغول بود. هم زمان با طلوع خورشید از نرده ها بالا می رفت تا کمی استراحت کند. در دور دست ها خانه ای با پنجره هایی طلایی همواره نظرش را جلب می کرد و با خود فکر می کرد چقدر زندگی در آن خانه پنجره طلابا آن وسایل شیک و مدرنی که باید داشته باشد لذت بخش و عالی خواهد بود. با خود می گفت: اگر آنها قادرند پنجره های خود را از طلا بسازند پس سایر اسباب خانه حتما بسیار عالی خواهد بود. بالاخره یک روز به آنجا می روم و از نزدیک آن را می بینم... یک روز پدرش اتابک به پسر گفت به جای او کارها را انجام می دهد و او می تواند در خانه بماند. پسر هم که فرصت را مناسب دید غذایی برداشت و به طرف آن خانه و پنجره های طلایی رهسپار شد. راه بسیار طولانی تر از آن بود که تصورش را می کرد. بعد از ظهر بود که به آن جا رسید و با نزدیک شدن به خانه متوجه شد که از پنجره های طلایی خبری نیست و در عوض خانه ای رنگ و رو رفته و با نرده های شکسته دید. به سمت در قدیمی رفت و آن را به صدا در آورد. پسر بچه ای هم سن خودش در را گشود.سلام کرد و اسمش را پرسید.پسرک جواب دادکه نامش آرش است. بابک از او سوال کرد که آیا او خانه پنجره طلایی را دیده است یا خیر؟ پسرک پاسخ مثبت داد و او را به سمت ایوان برد. در حالی که آنجا می نشستند نگاهی به عقب انداختند و در انتهای همان مسیری که طی کرده بود و هم زمان با غروب آفتاب، خانه خودشان را دید که با پنجره های طلایی می درخشید. 2. دو موضوع برای تولید متن به روش تضاد مفاهیم پیشنهاد کنید .3 نمره



تایید

درک و دریافت خود را از حکایت زیر بنویسید.3نمره چون یونس علیه السلام از شکم ماهی نجات یافت،متفکر بود و کمتر سخن می گفت. یکی از موجب سکوت و سبب خاموشی پرسید. گفت: سخن، مرا از حبس شکم ماهی انداخت تا وجودم در آتش وحشت شمع وار بگداخت. خاموشی با سلامت، به از گفتن با ملامت.



تایید

درک و دریافت خود را از ضرب المثل«چاه کن همیشه ته چاه است»حداقل در دو خط بنویسید 3نمره



تایید